سوی قربانگاه می ارد گلش را باغبان

غرق در اشک است و ماتم جلوه گاه آسمان

بار الها عید هم بی ذکر مولا نیست شاد

شادی اش پیچیده اندر اشک های جانمان

 

 

عيد ذبح اعظم از ره ميرسد هشيار باش

زان سبب كه اندر مناي عشق قربان شد قبول

تا خدايش نزد وي آورد ذبحي زان جهان

ليك در روز دهم اندر مناي كربلا

كرد قرباني خود را ذبح شاه عاشقان

  عيد قربان است جانم قربان حسين